أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

718

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 2 ) . نسخهء فارسى : « ليث گويد : عزوق ، « بار درخت پسته » را گويند چون مغز نباشد درو . با او پوست را بپيرايند . پارسيان او را قزغند گويند [ قس . II , Vullers ، 724 ] و بزغند نيز گويند [ قس . I , Vullers ، 235 ] » . قس . شمارهء 175 ، يادداشت 4 . ( 3 ) . بز غنچه تا 50 % تانن دارد . 705 . عسل 1 - انگبين به رومى ميلى 2 ، به سريانى دبشا 3 [ ناميده مىشود ] . صهاربخت مالقراطن 4 - آب انگبين 5 است . ماء العسل را به رومى مليطيون 6 [ نيز مىنامند ] ، به سريانى مىدبشا 7 ، به فارسى آب انگبين 8 [ ناميده مىشود ] . مىانگبين 9 به رومى ادروميلى 10 ، به سريانى حمرادبشا 11 [ ناميده مىشود ] . رازى از جالينوس [ نقل مىكند ] كه بهترين نوع [ عسل ] سرخ تيره و شفاف است و به سبب شفافيت از ميانش مىتوان ديد و آن معطر است . آن را « ياقوتى » مىنامند ، در مزه‌اش اندكى تيزى احساس مىشود . اگر آن را به انگشت بچسبانيم به زمين جارى مىشود و [ جريان ] قطع نمىشود ، اما اگر قطع شود به معناى آن است كه [ عسل ] غليظتر يا رقيق‌تر از آن است كه بايد باشد و جزئى از آن يكدست نيست . ابو حنيفه : برخى از زنبوران از موم [ شان ] مىسازند ، برخى ديگر عسل مىآورند و آن را در خانه‌هاى مومى برمىگردانند و ديگران آب مىآورند و به كمك آن عسل را مىكشند 12 [ ؟ ] . زنبوران خاكسترى كوچك‌ترين ، سياه - متوسط و زرد درشت‌ترين‌اند . زنبوران كوهى كوچك‌تر از دشتىاند اما بيشتر كار مىكنند . يعاسيب 13 شاهان آنهايند كه بيرون نمىآيند و نمىچرند ؛ آنها سرخ‌اند كه بهترين است و سياه و رنگارنگ‌اند . اندازهء آنها برابر با [ اندازهء ] چهار زنبور كارگر 14 است . بخش پسين آنها سرخ است و نيش در آنجا قرار دارد . اگر [ شاه ] نابود شود ، آن‌گاه [ ديگر زنبوران ] كار نمىكنند و حتى نابود مىشوند 15 . ديسقوريدس : بهترين عسل اميطيون 16 ناميده مىشود ، بسيار شيرين ، تند و زردفام شبيه [ رنگ ] اترج و كاه است . غلظتش نه‌چندان زياد نزديك به جامد و نه مايع آبكى است ، [ هنگام ريختن ] قطع نمىشود و پيوسته مىچسبد . اگر [ اندكى از اين عسل ] را با انگشت بالا بكشى ، بدون قطع شدن كشيده مىشود ، همه جرمش يكنواخت است . آن را از آتن 17 مىآورند و در پى آن [ عسلى است ] كه از جزاير اطراف مىآورند .